فراموش شدنی نیستی... مانند ماه که با هیچ دستمالی هم از شیشه پنجره پاک نمی‌شود!

فراموش شدنی نیستی... مانند ماه که با هیچ دستمالی هم از شیشه پنجره پاک نمی‌شود!

جام جم سرا:
من قصه تو را تا ابد این گونه آغاز می‌کنم: یکی بود، هنوزم هست،‌ای کاش همیشه باشد

*

بگذار تمام شهر خواننده شوند و در برج‌های بزرگ کنسرت برگزار کنند؛ وقتی تو در خانه‌ای کوچک برای من می‌خوانی دیگر چهفرقی می‌کند کی، کجا، و برای چه کسی می‌خوانند؟

*

امروز رفتم ساعتبگیرم.
اما هیچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که دیدمت نبود

*

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست؛ عشق این است که یکی برای دیگری چترشود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد.

*

تو بمان
حتی از همین نگاه سردت
عاشقانه‌ها خواهم سرود

*

ﺟﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺩَﺭ ﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ
ﻫﻤﺎﻧ ﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﺷﻨﺎ ﮐﺮﺩ
ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺎﺯ
ﻣﻦ ﺷﺪﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﺎﺯ

*

این روز‌ها همه چیز بوی تو را دارد؛ حتی هوا. آنقدر دوستت دارم که رگ‌هایم هم احساست می‌کنند

*

فاصلهگرچه دستهای ما را از هم جدا کرد ولی خوشحالم که جرات ندارد به دل‌هایمان نزدیک شود

*

کاش صدای بعضی‌ها رو می‌شد بوسید
مخصوصا وقتی اسمت رو صدا می‌زنن

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه